حال خراب
این روزا اصلا اوضاع اون طوری که میخوام پیش نمیره .خیلی اوضاع زندگییم خراب و داغون شده . شاید اصلا ادم فکرش رو هم نمیکرد که یه همچین اوضاعی براش رقم بخوره .
خیلی چیزها اصلا دست خود ادم نیست . هرچقدر هم که برنامه ریزی میکنی و صبوری میکنی و سعی میکنی که با منطق حلش کنی و ارامش داشته باشی اصلا جور در نمیاد که نمیاد .
من مسئول کار های خودم هستم و عواقب کارهای خودم رو میپذیرم ولی خیلی موارد تو زندگی هست که شما هرگز نمیتونی کنترل درستی روی اونها داشته باشی . سعی میکنی توضیح بدی و شفاف سازی کنی و واقعیت ها رو بیان کنی تا اونهایی که باهاشون در ارتباطی بهترین راه رو انتخاب کنند ولی در نهایت میبینی که هیچ توجهی به صداقت و شفافیت تو ندارند .نه تنها توجی ندارند بلکه محکوم هم میشی .
واقعا ارتباط داشتن با نوجوان زبان نفهم کار دشواری هست هرچقدر که صبوری میکنی وقیح تر میشن . اگه تصمیم بگیری که شدت عمل نشون بدی هم رنجش ایجاد میشه و حتی امکان داره اینده نوجوان تحت تاثیر قرار بگیره . من تازه فهمیدم برای اغلب نوجوان ها دو دو تا نمیشه چهار تا شاید بشه هزار تا شاید بشه یک میلیارد تا .
نه درکی از اوضاع دارن نه میخوان که درکی از اوضاع داشته باشن و نه همتی برای پذیرفتن و قبول کردن راه درست موجود . هیچ ارتباطی هم به تربیت و سطح سواد و بنیه مالی والدین نداره . ادمی که نمیخواد بفهمه به نظرم از همون بدو تولد نمیشه حالی کرد و تربیت کرد .
والدینی دیدم که کلا بی دین و بی اعتقاد دارای بچه های متدین و والدینی دیدم متدین که دارای فرزندانی لا ابالی . ادم دیدم درستکار که بچه هاش دزد شدن .
خانواده چند فرزندی که همه فرزندان تحت یک تعلیم و تعلم واحد قرار گرفتند و از یک امکانات واحد استفاده کردن ولی از زمین تا اسمان متفاوت از اب در امدند .
هر کسی که ادعا میکنه قدرت تربیت داره و وقت میزاره به نظرم سخت در اشتباه هست .ادمیزاد یک پکیج کاملا پیچیده هست که هیچ کسی نمیتونه ادعا کنه که قدرت تعلیم و تعلم داره و در اینده فرزند مفید و نرمالی تحویل جامعه و این دنیا میده .
پرورش و تعلیم و تربیت یک موجود جدید به نظرم حماقت محض هست و به هدر دادن انرژی و زندگی . نمیشه چهار تا بچه داشتی باشه که شاید یکی از اون ها ادم بشه و به درد این دنیا بخوره . اگر همچین کاری بکنی عمر خودت رو از بین بردی و همچنین یکیشون خوب شده و مابقی تلافی اون یکی رو برای این دنیا خواهد کرد .
تمام اینایی که گفتم رو از همون ابتدا میدونستم و بصورت صد در صد واقف بودم که دارم چه اشتباه بزرگی میکنم ولی ولی ولی ولی زندگی مشترک انسان رو مجبور به حماقت هایی میکنه که باورش هم برای یک انسان بالغ و عاقل میسر نیست .
هرگز به سطح سواد و بنیه مالی و صبوری و منطق و مشاوره از متخصصین در زمینه های مختلف و استفاده از نرم افزار ها و سخت افزارهای پیشرفته ممکن و خانواده و دوستان و خلاصه تمام زمینو زمان اتکا نکنید و فکر نکنید که با داشتن پارامتر های ذکر شده موفق به تربیت یک انسان مفید خواهید شد .
مسیر زندگی و طرز فکر و علایق و خواسته ها و تصورات و ارزش ها و ..... برای فرزند شما قطعا چیزی نخواهد بود که شما و منطق به آن اشاره خواهد کرد .
یکی از همکاران سابق میگفت اتفاقا فرزند رو به هر چی کار درست هست تشویق کنی سعی خواهد کرد که مخالف ان حرکت کند .
با علم و اگاهی و شعور و منطق و صبوری شاهد تمامی اشتباهات و ناسازگاری ها و حرکات نادرست فرزندتان خواهید بود و در نهایت هم به دلیل همان علم و اگاهی و شعور و منطق مجبور خواهید شد که بخش عمده ای از این حماقت ها را به دوش بکشید چون همان علم و اگاهی و منطق و صبوری به شما اجازه نمیدهد که بی خیال فرزندتان شوید و شاهد از بین رفتن ایشان باشید .
عزیز دل فرزند یعنی : مصیبت عظمی یعنی به فنا دان زندگی یعنی نابودی مطلق یعنی سلب اسایش و بدبختی
- دانش آموز درس خوان